تبليغاتX
توبه از می نتوانم نتوانم

توبه از می نتوانم نتوانم

من ترک خاکبوسی اين در نميکنم

به اطلاع یاران ایمانی و مدیران عزیز وبلاگ های  دراویش نعمت اللهی سلطانعلیشاهی

 می رساند.:

نظر به این که سایت مجذوبان نور  با تغییر آدرس خود فعلا از زندان سانسور و فیلترینگ بیرون آمده است و در دستور کار معاندین تصوف حقه فیلتر نمودن همه ی سایت ها و وبلاگ هایی است که در ان بحثی از تصوف و دراویش نعمت اللهی  مندرج باشد  ضمن تشکر از همه عزیزان که سایت مجذوبان نور  را در زمان فیلتر شدن پشتیبانی خبری دادند  برای جلوگیری از فیلتر شدن وبلاگها و یا تاخیر در انجام این کار فعلا از نام اصلی وبلاگ خود استفاده کنند

همچنین وبسایت 

                                     یاران مجذوبان نور (بایاران و مجذوبان)


 نیز در بعضی مناطق فیلتر شده است که همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 7:35  توسط ......خرسند(سیاوش)  | 

جان گرگان و سگان از هم جداست

متحد    جانهای     شیران   خداست

 سایت مجذوبان نور بار دیگر، با نامی دیگر،زندان فیلترینگ را می شکند ومی آید  تا فریاد مظلومیت آزادی، انسانیت و حقیقت باشد. ضمن تشکر و سپاس ازاظهار محبت و لطف تمامی عزیزان ایمانی  ،استدعا داریم آدرس جدید را به دیگران اطلاع داده ومارا بیش از پیش یاری فرمایید.    

مدیران محترم وبلاگهای   با یاران ، عرفان 121 ، با یاران مجذوبان نور، منزل لیلی ، خورشید حق ، سیمرغ ، به نام عشق ، ولی ، هدایت نامه ، واما عشق ،  ایلیا ونور مجذوبان و ....هر چند به صورت و ظاهر، افتخارو توفیق  آشنایی با شما رانداریم اما به دل و جان  دست شما را می بوسیم .

وحدت واتحاد وصدای واحد  شما عزیزان،پیامی است که روزی ،به هر شکل معاندین و مخالفین درویشی، اجبارا !! به عظمت آن پی خواهند برد .

مدیریت سایت مجذوبان نور    

آدرس جدید سایت مجذوبان نور     

        http://www.majzob.org  

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 7:32  توسط ......خرسند(سیاوش)  | 

اختصاصی مجذوبان نور

مطالب ذیل بخشی از  دست نوشته های  آقایان امید بهروزی و فرشید یداللهی  در همین قسمت از لایحه دفاعیه است که در زمان تنظیم نهایی  از متن اصلی، تقدیمی به دادگاه حذف گردیده است :

تصوف و درویشی اساس و بنیاد  دین وحقیقت  مذهب تشیع است ،مکتبی ایست زنده وپویا که نه در بند و گرفتار تاریخ است و نه بازیچه راویان آن ......

دین چیست ؟ و برای کیست ؟ آیا دین برای انسان آمده است و یا انسان برای دین خلق شده است؟ آیا آنچه ما از دین می فهمیم ،عین  دین است یا دین حقیقتی جدا ازتصورات ماست ؟!!جز پیامبران و اولیاء الهی شخصی می تواند مدعی شود که درک من و آنچه از دین می فهمم هما ن  است که منظور خدا  است ؟ و آیا خلایق را می تواند  اجبار نماید که از او تقلید و تبعیت نمایند ؟آیا بنی امیه چنین نبوده اند ؟؟ ...

آنچه عده ای را به تکاپو انداخته است که سنت متحجرانه و ضد انسانی صوفی کشی رادر این عصر و زمان باب  نمایند ،احساس ترس و هراسی است که از شکستن زندان خرافات عوام احساس می کنند و بیم فروپاشیدن انحصارگری ...

چرا باید یک مسلمان  حق تحقیق  در دین را نداشته باشد ؟چرا جامعه دینی راتبدیل به مکتب خانه ای  نموده اید که باچوب فلک  با مردم سخن می گوید !! چرا؟

آیا رسالت مبلغان  شریعت آن است که در تمامی امور اجتماعی و حتی رابطه افراد باخداوند و شیوه اندیشیدن آنها دخالت کنند ؟؟آیا با اضافه نمودن پسوند اسلام به تصورات خود و قداست دادن به آن ،به خدا ،دین و مردم خدمت می کنید ؟؟!!....

می گوییم تصوف و تشیع یکیست ، چون اساس این دو بر نص و اجازه  و بیعت استوار است و این سنت الهی  از آدم (ع) تا خاتم (ص) و تا ابد  جاری خواهد بود . مدعیان دروغین   ولایت ائمه چه با نام شریعت و چه با نام طریقت ممکن است عوام را فریب دهند و بنام دین خرافات را تبلیغ کنند ، اما تصوف حقیقی وراه اولیاء حق ماندنی و پایدار است .

چـرا بدنبال تصـوف رفتيـم ؟

در مقدمه بايد بگوييم كه خاموشي و سكوت ما در مقابل گفته ها ، دشنام ها ،دروغ ها ، تهمت هاو افتراها از ترس و نداشتن جواب نيست بلكه توانائي آن را داريم كه مخالف خود را تحمل كنيم و حتي جان خود را مي دهيم تا او حرف خود را اظهار كند .زيرا عتقاد ما آن است كه حقيقت در اسارت ما نيست و خداي ما رب العالمين است نه رب الشيعه و رب المسلمين، بلكه هر ذره اي به او راهي دارد . اگر اين امر بر ما مشتبه شد كه حقيقت تنها و فقط در انحصار ماست تبديل به جنايتكاراني مي شويم كه حق گفتن وفكر كردن و حق زندگي كردن را از خلق خدا صلب مي كنيم و آنگاه است كه بنام اعتقادات و مقدسات ، حقيقت و انسانيت را ذبح شرعي مي كنيم.

و اما بعد : تصوف نه دين است و نه مذهب بلكه روش درست انديشيدن و فكر كردن است ، يك شيوه عملي و نگرش فكري در جهت اصلاح خيال و نيت است . تصوف و عرفان ،آئين پالايش باطن و تزكيه روح است . درويشي، بيداري فطرت و بازگشت به جوهر و حقيقت خود است از اين رو حضرت محمد( ص ) فرمود كه : « الفقر فخري » درويشي افتخار من است.

درويشي و تصوف كسب معرفت و حركت بسوي حقيقت با چشم باز مي باشد و اين منطبق بر فطرت بشريست ، آن زمان حركت در راه حقيقت آغاز مي شود كه انسان از تقيد به ريا و تقليد شياطين و بازيچه قرار گرفتن مكاران و اسارت در خرافات وهمي وتعصبات بي معني و لجنزار محفوضات استفراغ شده ديگران خسته و منزجر مي گردد و ازدست خويش و بازي نفس به ستوه مي آيد و جان او طلب جانان مي كند و فكر و بينش اودگرگون مي شود . پي مي برد كه اعتقاد او ساخته دست ديگران و محيط فرهنگي اوست واين ايمان و اعتقادش ، القائي بوده و ريشه در جان او ندارد و به همين علت است كه خلوت و جلوت او در تقابل با يكديگرند : « چون به خلوت مي رود آن كار ديگر مي كند » ظاهرخود را حفظ مي كند نه براي خدا كه براي خوشايند عده اي گمراه تر از خودش . از اين دوگانگي و خداي دروغين خود متنفر و بر عليه نفس مكار خود قيام مي كند ، تحول واثري از دين شناسنامه اي و تاريخي در وجود خود پيدا نمي كند و بيش از اين خود رانمي فريبد و شهوت و غضب نفس را با مقدسات الهي توجيه نمي كند . در آن زمان فرد به صورت فطري راه انبياء و اولياء را دنبال مي كند كه همانا تزكيه نفس است و التجاءبه درگاه حق است :

        خور و خواب و خشم وشهوت             شغبست و جهل و ظلمت          حيوان خبر ندارد ز مقام آدميت

و زبان حال او بدرگاه حضرت حق « ربنا ظلمنا انفسنا » خواهد بود .

محفوضاتي كه تا ديروز به آنها مباهات مي كرد و به خلق خدا تكبر مي ورزيدامروز مي داند كه اينها علم نبود و شيطنت و بازي بود كه :

علم نبود غير علم عاشقي                             مابقي تلبيس ابليس شقي

پرده هاي جهل از جلو چشمان او برداشته شده و مي داند كه خدا پرستي و اسلام پرستي با هم فرق دارد ، به خود مي گويد كه چرا عبادت و بندگي چندين و چند ساله بجاي آنكه محبت خدا و عشق به او و مخلوق او در دل ايجاد كند ، قصاوت و عجب و تكبر دردل ايجاد كرده است تحقيقاً در مي يابد كه آب زلال در ظرف زيباي آلوده به زهر،تشنگي را نمي برد و مرگ آور است و هر چه زلاليت آب بيشتر باشد فريبندگي او موثرتراست شنيدن حتي آيات خدا از دهان آلوده براي صاحب سخن و ديگران اثر تخريبي دارد چه بسيار معاويه ها و شريح قاضي ها كه حافظ قرآن بودند و دانسته هاي آنان هيزم جهنم آنها بوده و اثر محفوضات ذهني آنها قتل و بشهادت رساندن اولياء الهي مي باشد ، عيب در ما و نفس ماست نه در آيات ، تا باطن خويش را پاك نكرده و آيينه دل را صيقل نداده ايم انوار الهي بر جان ما پرتو افشاني نمي كند و تكيه بر اعمال و افكار خوددل را سياه تر و كدرتر مي كند و تحجر و تعصب وجود ، را مي گيرد و ما كور مي شويم ودر زندان جهالت خود اسير مي مانيم .

شستشوي كن و آنگه به خرابات خرام                       تا نگردد زتو اين دير خراب آلوده

اينجاست كه آدمي به علت اضطرار و پي بردن به جهالت و ناداني خود طلب استاد و راهنماي باطني مي كند و از خدا طلب بخشش و هدايت مي كند و اين يك موضوع صرفاًفردي و به هيچكس مربوط نيست كه انتخاب ما بايد چگونه باشد و اين حالات جزء بخشهاياصولي و تحقيقي دين است نه جزء فروع كه كسي بخواهد اظهار نظر كند و علما و مراجع عظام تقليد در صفحه اول تمامي رساله هاي خود اين موضوع را ذكر فرموده انددر نهايت آنكه جمعي به گلستاني وارد مي شوند نصيب عده اي از گلستان چشيدن زهر خار است وبخشي ديگر تنها ديدن گل است و بعضي ديدن و بوييدن گل است . هر كس به قدر استعداد وطلبش از گلستان حاصلي دارد نه من به تو مي گويم كه ازاين همه گل چرا خار زهر داررا انتخاب كردي و نه تو به من بگو چرا گل را مي بوئي ، نه من تبليغ عطر گل مي كنم و نه تو مرا مجبور كن كه معرفت به خار پيدا كنم .

«لكم دينكم ولي دين

اي که تو از ظلم چاهي ميکني          از براي خويـش  داميمي تني

گر ضعيفي در زمين خواهد امان            غلغــــل افتد در سپاه آسمان

محاکمه عقيده در لواي ارزشهاي ديني ومقدسات :

ريــــــاست محترم دادگاه بدوي در سطر اول و دوّم صفحه 4 دادنامه صراحتاً اعلام داشته اند : « اين دادگاه ، دادگاه محاکمه عقيده نبوده است ......!!!!»؛  دراين خصوص توجه قضات  محترم دادگاه تجديد نظر را به قسمتهايي ازکتاب  « درهواي حق و عدالت از حقوق  طبيعي تا  حقوق  بشر»نوشته آقاي محمدعلي موحد صفحه 136-  درمورد  تعريف دادگاه محاکمه عقيده و تفاوت آن با دادگاه عمومي جلب ميکنيم که ميگويد: « ...  درمحاکم عادي اصل برائت محترم شمرده مي شود  و اثبات اتهام برعهده بازپرس است ولي درانگيزسيــون ( محاکمه عقيده ) بازجو غالباً به اعلام  يک گواهي  مبني برانحراف عقيدتي متهم اکتفا مي کرد و مـــتهم مي بايستي بي گناهي خود را به ثبوت برساند. قضات همه از روحـــــانيوني بودند  که  طبعا  نظر بي طرفانه درباره متهم  نداشتند. دادگاه سّري بود ، گواهان افراد مورد وثوق دادگاه بودند. اسامي آنان افشا نمي شد و بنابراين متهم نمي توانست در مقام جرح شهود برآيد. مأمــوران دستگاه  تفتيش عقايد درهمه جا بودند و گزارش آنان بود که مبناي تعقيب متهمان قرارمي گرفت  ... »

و در ادامه همان کتاب آمده است  که : «  عدالت رعايت نمي شد.  به شهادت  اشخاص  فاسق  و فاسد  حتي به  شهادت اطفال عليه متهم ترتيب اثر داده مي شد . متــهم  از حق  تعيين وکيل  برخوردار نبود و اگر وکــيلي در جريان رسيدگي مداخله مي کرد در مجازات متهم شريک مي شد ، اگر شاهدي بنفع متهم شهادت مي داد گرفتار شکنجه مي شد؛ اين مجازات حتي  براي  شهودي  که به  نفع او رأي مي دادند اجرا ميشد. حــکم هاي صادره از اين دادگاه ها ؛ سوزاندن،  زندان کردن، و مصادره اموال بود ».

بررسي موضوع :

محاکمه عقيده در طول تاريخ بشري عموماً توسط زورمداران زراندوز دين سالاري انجام گرفته که ديانت تنهاپوششي براي تداوم اعمال قدرت و ستم آنان بوده است. بکاربردن عبارت ( دادگاه محاکمه عقيده ) به  اعتباري توهين به نظام و دستگاه قضائي ايران است . از طرفي درعصر جديد طبق کدام قانون و تفکردر دنيا مي توان عقيدهاي را محاکمه و مجازات نمود که رياست دادگاه بدوي منت گذاشته مي فرمايد،که عقيده شما را محاکمه نمي کنيم.

رياست و  مستشاران محترم  دادگاه  تجديد  نظر :

 مگر دوران تفتيش عقايد در قرون وسطي است؟  مگر چنين دادگاه هائي دردروان معاصروجود دارد؟  که رياست محترم دادگاه بدوي مجبوربه تذکر دادن آن شده باشد؟! البته درحکومتهاي  طالباني ميتوان چنين دادگاه هايي را بخوبي مشاهده نمود!! .   گذشته ازاين  نه تنها آن دادگاه چنين صلاحيتــي ندارد بلکه هيچ دادگاهــي برطبق اصل  18 و 19 اعلاميه حقوق بشر و اصــل  23 قــانون اســاسي  که مقررميدارد: « تفتيش عقايد ممنوع است وهيچ کس را نمي توان به صرف داشتن عقـيده اي مورد تعــرض و  مؤاخذه قرارداد. » نمي تواند بخاطرعقيده کسي را محکوم نمايد وازطرفي برطبق ماده 2 قانون مجازات اسلامي « هر فعل وترک فعلي که در  قانون براي آن مجازات تعيين شده جرممحسوب مي شود »  و اصل قانوني بودن  جرم و مجازات، قاعـــده  فقهي قبـــــح عقاب بلا بيان و نظـريه مشورتي اداره  حـقوقي  قوه قضـائيه  به شماره  652/7- 22/2/ 1366 كه بيان مي دارد: «  نظر به اصــل 169 قانون اساسي و ماده  2  قانون مجازات اسلامي که هيچ امري رانمي توان جرم دانست  مگر آنکه  به موجب قانون براي آن مجازات  تعيين شده باشد ؛   درويش بودن  و نوشتن کلمه هو 121در قانون جزاي اسلامي جرم  شناخته   نمي شود . »   دادگاه چنين حــقي راندارد؛ هر چند به دلايل  ذيل عملاً آن دادگاه مصداق حقيقي و بارز تفتيش ومحاکمه عقيده بوده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 17:42  توسط ......خرسند(سیاوش)  | 

متآسفانه مستحضريد كه عده‌اي با رشد تفكر عرفان و تصوف اسلامي موافق نيستند و به هر حيله‌اي نظرات شخصي خود را به حقوق مسلم افراد تحميل ميكنند. در اين راستا تعدادي از سايتهاي فرهنگي صوفيه را تعطيل نمودند كه پيگيري اين مسئله از طريق مجاري قانوني در جريان است.

در حال حاضربراي دسترسي به اين سايت در ايران ميتوان از آدرس زير استفاده نمود:

http://www.tasavuf. ir/

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 7:4  توسط ......خرسند(سیاوش)  | 

متآسفانه مستحضريد كه عده‌اي با رشد تفكر عرفان و تصوف اسلامي موافق نيستند و به هر حيله‌اي نظرات شخصي خود را به حقوق مسلم افراد تحميل ميكنند. در اين راستا تعدادي از سايتهاي فرهنگي صوفيه را تعطيل نمودند كه پيگيري اين مسئله از طريق مجاري قانوني در جريان است.

در حال حاضربراي دسترسي به اين سايت در ايران ميتوان از آدرس زير استفاده نمود:

http://www.tasavuf. ir/

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 7:4  توسط ......خرسند(سیاوش)  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 22:29  توسط ......خرسند(سیاوش)  | 

تاريخ :18/01/1386 ساعت : 14:18

وكيل دراويش گنابادي قم با قرار كفالت آزاد شد
تهران- خبرگزاري كار ايران

جلسه بازپرسي مصطفي دانشجو، از وكلاي دراويش گنابادي قم، صبح امروز در شعبه 11 دادياري دادسراي كرج برگزار و وي با قرار كفالت آزاد شد.

به گزارش خبرنگار "ايلنا"، به دنبال شكايت اداره اطلاعات شهرستان درود از اين وكيل دادگستري، دانشجو صبح امروز در شعبه مزبور حاضر و ضمن تفهيم اتهام به سوالات بازپرس پرونده پاسخ داد.
در پايان اين جلسه، بازپرس پرونده براي دانشجو قرار كفالت سه ميليون توماني صادر كرد كه وي با معرفي كفيل، آزاد شد.
موضوع اين پرونده مربوط به انتشار نامه‌‏اي از سوي اين وكيل دادگستري خطاب به مقامات كشور است كه در آن از برخورد اداره اطلاعات شهرستان درود نسبت به موكلش، جمشيد لك، از دراويش گنابادي اين شهرستان انتقاد شده بود.
پيش از اين، برابر گزارش معاون دادستان كل كشور به مركز امور مشاوران قوه قضاييه، اين مركز پرونده مصطفي دانشجو را به حالت تعليق در‏آورده بود.
پايان پيام


کد خبر: 406765
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 15:19  توسط ......خرسند(سیاوش)  | 

با یاران

 

 

www.bayaran.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 19:30  توسط ......خرسند(سیاوش)  | 

مردم قم برای آقای سید حسن شریعت مطب تهیه کردند

به گفته منابع معتبر در سلسله ، در چند روز گذشته عده ای از مردم قم مطبی برای آقای سید حسن شریعت تهیه کرده اند . این عده از مردم قم با سلام و صلوات و احترام وی را به آنجا برده و ضمن مخالفت با حمله به حسینیه شریعت و تخریب آن ، از وی درخواست کرده اند که به طبابت برای مردم قم ادامه دهد .
آقای سید حسن شریعت پسر عموی جناب آقای سید احمد شریعت شیخ سلسله نعمت اللهی گنابادی است که مطب شخصی وی در مجاورت حسینیه شریعت قرار داشت و در جریان حمله و تخریب حسینیه همراه با املاک مجاور تخریب شد .
۱۹ اسفند ۱۳۸۴
پاسخ‌ به‌ دوستان‌ حوزوي‌-سيد علي ميرهادي

به‌ دنبال‌ نامه‌ جناب‌ آقاي‌ كروبي‌ به‌ مراجع‌ عظام‌ تقليد و انتقاد از روش‌ برخورد با حسينيه‌ شريعت‌ )نعمت‌اللهي‌( قم‌ برخي‌ افراد مطالبي‌ را از رسانه‌ها انتشار دادند از جمله‌ نمايندگان‌ محترم‌ قم‌ كه‌ علي‌رغم‌ علاقه‌ ما به‌ ايشان‌ نشان‌ از احساسات‌ موردي‌ و عدم‌ وقوف‌ لازم‌ به‌ افكار حوزه‌ انتخابيه‌ و موكلين‌شان‌ دارد كه‌ عموما اهل‌ فضل‌ حوزوي‌ و دانشگاهي‌ و داراي‌ خرد انقلابي‌ و تحليل‌ و ارزيابي‌ رخدادهاي‌ بين‌المللي‌ و منطقه‌اي‌ هستند، لذا با اطمينان‌ از اينكه‌ آقاي‌ بنايي‌ آگاهي‌ كافي‌ از حجم‌ انتقادات‌ و گله‌مندي‌هاي‌ مردم‌ قم‌ و موكلين‌شان‌ نسبت‌ به‌ تخريب‌ حسينيه‌ شريعت‌ و ضرب‌ و شتم‌ افراد ندارند مطالبي‌ را قابل‌ بيان‌ مي‌دانم‌.

1- آقاي‌ بنايي‌ با عبور از اصل‌ موضوع‌ كه‌ صيانت‌ نظام‌ و جمهوريت‌ آن‌ را در افكار مردم‌ جهان‌ مورد آسيب‌ قرار داده‌ است‌ به‌ جاي‌ استدلال‌، عملكرد ناپسند عده‌اي‌ را با تز »هو و جنجال‌ بي‌اساس‌« مورد حمايت‌ قرار داده‌اند و توجه‌ نداشته‌اند كه‌ اگر فتنه‌ و خروج‌ از قانون‌ و مقررات‌ پسنديده‌ نيست‌ دامن‌ به‌ فتنه‌ زدن‌ و حقوق‌ و مقررات‌ شهروندي‌ را زيرپا گذاشتن‌، در شرايطي‌ كه‌ اركان‌ نظام‌ بحمدا... مستقر است‌ و همه‌ امور را مي‌توان‌ از مجاري‌ شرعي‌ و قانوني‌ پيگيري‌ كرد نيازي‌ به‌ روش‌هاي‌ خشونت‌آميز كه‌ موجب‌ وهن‌ نظام‌ مي‌شود نبود ضمن‌ آنكه‌ حفظ‌ آبروي‌ نظام‌ و حقوق‌ آحاد شهروندان‌ ضروري‌ است‌ و اعمال‌ خودسرانه‌ فتنه‌سازي‌ را بيشتر مي‌كند.

2- جناب‌ آقاي‌ بنايي‌ با خروج‌ از مساله‌ اصلي‌ و با استفاده‌ ابزاري‌ از بعضي‌ روش‌هاي‌ غيرصحيح‌ شخصيت‌ علمي‌ و سابقه‌ حوزوي‌ درخشان‌ جناب‌ آقاي‌ كروبي‌ را مورد ترديد قرار داده‌ با اينكه‌ پس‌ از رحلت‌ حضرت‌ امام‌)ره‌( عده‌اي‌ با فضاسازي‌، تهمت‌ و سخنان‌ مغرضانه‌ سعي‌ مي‌كردند سابقه‌ ممتد حوزوي‌ آقاي‌ كروبي‌ را زيرسوال‌ ببرند علي‌رغم‌ ديدگاه‌ افرادي‌ در كشور بعد علمي‌-حوزوي‌ ايشان‌ را 8 تن‌ از بزرگان‌ فقهي‌ و علمي‌ حوزه‌ علميه‌ قم‌ كه‌ چهار تن‌ از آنها در  حال‌ حاضر از مراجع‌ معظم‌ تقليد هستند مورد تاييد و شهادت‌ كتبي‌ قرار دادند. ايشان‌ آيت‌ا... كروبي‌ را صاحب‌نظر، مجتهد و متجزي‌ معرفي‌ فرمودند.

جناب‌ بنايي‌ براحتي‌ مي‌توانستند در صورت‌ كمي‌ وقت‌ و مقتضي‌ نبودن‌ شرايط‌ سني‌شان‌ و متاخر حوزوي‌ بودن‌ از جناب‌ ايشان‌ با اعزام‌ فردي‌ و تهيه‌ كتاب‌ زندگينامه‌ كروبي‌، شهادت‌ بزرگان‌ حوزه‌ را ملاحظه‌ نمايند و يا حداقل‌ از مشايخ‌ حوزه‌ و معاصرين‌ ايشان‌ استفسار كنند البته‌ اين‌ مرتبه‌ حوزوي‌ و فروغ‌ فقهي‌، گذشته‌ از تحصيلات‌ دانشگاهي‌ و سوابق‌ ممتد فرهنگي‌ و خدمات‌ نيم‌قرنه‌ ايشان‌ به‌ افق‌ بلند علمي‌ كشور است‌ كه‌ تاريخ‌ ايران‌زمين‌ به‌ حافظه‌ نيرومند مردم‌ سپرده‌ است‌ و ايران‌ و ايراني‌ آن‌ را احصاء كرده‌ است‌.

3- از جناب‌ آقاي‌ بنايي‌ و همكار محترم‌ ديگرشان‌ جناب‌ آقاي‌ آشتياني‌ انتظار نبود كه‌ به‌ عنوان‌ وكيل‌ مردم‌ شريف‌ قم‌ در مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ كه‌ بايد در مسائل‌ كلي‌ نظام‌ نگرش‌ منصفانه‌ داشته‌ باشند و از حقوق‌ شهروندي‌ همه‌ مردم‌ در لواي‌ قانون‌ حمايت‌ كنند و قانون‌ گريزان‌ مساله‌آفرين‌ را ارشاد نمايند، تذكر مشفقانه‌ و دردمندانه‌ يكي‌ از اركان‌ انقلاب‌ را ولو در قالب‌ نامه‌اي‌ معروف‌ برنتابند و نامه‌ مجتهدي‌ صاحب‌نظر به‌ مراجع‌ معظم‌ تقليد با صرف‌نظر  از افكار و عقايد آن‌ فرقه‌ و تنها با انتقاد از روش‌ آن‌ برخورد كه‌ آبروي‌ نظام‌ را در معرض‌ افكار جهاني‌ قرار داد و براي‌ بسياري‌ از رسانه‌هاي‌ تبليغاتي‌ بيگانه‌ خوراك‌ ساخت‌ و مردم‌ و نسل‌ جوان‌ پرسشگر و آگاه‌ كشور را نسبت‌ به‌ قم‌ و پايگاه‌ مرجعيت‌ شيعه‌ حساس‌ و احيانا بدبين‌ كرد پاسخ‌ غيرمسوولانه‌ بدهند.

اگر خودي‌ها تذكر، خيرخواهي‌ و قانون‌گرايي‌ شخصيتي‌ چون‌ مهدي‌ كروبي‌ با آن‌ سوابق‌ و خدمات‌ صادقانه‌ به‌ انقلاب‌ و مردم‌ و ارتباط‌ نزديك‌ ايشان‌ با حضرت‌ امام‌ خميني‌ )ره‌( و مقام‌ معظم‌ رهبري‌ كه‌ تكيه‌گاه‌ بسياري‌ از مسوولان‌ و نسل‌ انقلابي‌ كشور بوده‌ است‌ را ترتيب‌اثر ندهند و در هياهو و فضاسازي‌ عده‌اي‌ قليل‌ صداي‌ حق‌ و عدالتخواه‌ دلسوزان‌ نظام‌ و حاميان‌ واقعي‌ حيثيت‌ ملي‌ و بين‌المللي‌، آن‌ را نشنوند چگونه‌ مي‌توان‌ اعتماد كرد كه‌ اقليت‌هاي‌ تحت‌ لواي‌ نظام‌ اسلامي‌، بتوانند از آزادي‌ها و حقوق‌ مدني‌ و شرعي‌ خود استفاده‌ كنند.

 

جناب‌ آقاي‌ بنايي‌ و آشتياني‌

اساسا اين‌ چه‌ روشي‌ است‌ كه‌ هر كسي‌ ولو از شخصيت‌هاي‌ نظام‌ و صاحبان‌ انقلاب‌ به‌ عملكرد عده‌اي‌ محدود نقدي‌ داشت‌ يا امر به‌ معروف‌ كرد تحمل‌ آن‌ را نداشته‌ و تاب‌ نياوريم‌ و مورد تهاجم‌ و تهمت‌ قرار گيرند.

در پايان‌ به‌ آقايان‌ محترم‌ متذكر مي‌شوم‌ چنانچه‌ از حلقه‌ آمران‌ و عاملان‌ تخريب‌ حسينيه‌ و ضرب‌ و شتم‌ خارج‌ شوند و با مردم‌ قم‌ عموما و فضلا، طلاب‌، دانشگاهيان‌ خصوصا و يا حداقل‌ موكلين‌شان‌ به‌ گفت‌وگو نشسته‌ و افكارسنجي‌ كنند به‌ حجم‌ انتقادات‌ عمومي‌ نسبت‌ به‌ شيوه‌ عملكرد عوامل‌ تخريب‌ حسينيه‌ شريعت‌ و ضرب‌ و شتم‌، واقف‌ خواهند شد لذا به‌ آقاي‌ بنايي‌ و آشتياني‌ پيشنهاد مي‌كنم‌ به‌ عنوان‌ يك‌ روحاني‌ و حوزوي‌ با هم‌ به‌ جمع‌ مردم‌ برويم‌ با آنها گفت‌وگو كنيم‌ تا معلوم‌ شود اوضاع‌ از چه‌ قرار است‌.

رئيس‌ شاخه‌ روحانيون‌ حزب‌ اعتماد ملي‌

انتهاي خبر // روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com

 

http://icchome.org/events/attack.wmvکلیک کنید و حمله به  درویشان را  ببینید

http://icchome.org/events/qom_tv.wmv  میز گرد  در مورد حوادث قم  (دروغ های اینان  انتها ندارد)

http://sufinews6.blogfa.com/  شرح  حمله به  دراویش  بی  دفاع گنابادی

 

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 16:28  توسط ......خرسند(سیاوش)  | 

گزارش كميته تحقيق شوراي امنيت كشور

فتواي يك مرجع تقليد عليه دراويش

مرتضي صادقي

۱۶ اسفند ۱۳۸۴

اختصاصي روز - نتايج تحقيقات كميته تحقيق شوراي امنيت كشور نشان مي دهد درگيري هاي چند هفته اي كه منجر به تخريب حسينيه شريعت در شهر قم شد، به لحاظ زماني از جلسه درس آيت الله مكارم شيرازي از مراجع تقليد ساكن قم آغاز شده است.

بنا به اين گزارش اين مرجع در يكي از جلسات درس خارج فقه خود بحثي را درباره گسترش فعاليت هاي درويشان و آسان شدن برگزاري جلسات و جذب هوادار توسط اين گروه مطرح مي کند و در نهايت فتوا به "نجس بودن دروايش" مي دهد و از لزوم "پاكسازي" شهر قم از وجود افراد معتقد به مرام و مسلك اين گروه سخن مي گويد.

به دنبال اين فتوا اعضاي هيات "فاطميون" قم که خود نيز از پيش انگيزه هاي کافي را براي برخورد با دراويش داشته اند، تصميم به اخراج قديمي ترين و شناخته شده ترين دراويش شهر قم كه دراويش نعمت اللهي هوادار آقاي شريعت بوده اند مي گيرند. اعضاي اين هيات براي عملي ساختن اين "پاكسازي"، در روز عيد غدير با شكستن پلمب حسينيه شريعت قم وارد اين محل شده و به برگزاري مراسم مي پردازند و با اين عمل غير قانوني جرقه آغاز كشمكش هاي منتهي به تخريب اين مكان مذهبي را مي زنند.


+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 21:56  توسط ......خرسند(سیاوش)  | 

js4ir.com

You can add Links.

Or images

Or just use text to explain what you have or what you are doing.

js4ir@yahoo.com

You can add Links.

Or images

Or just use text to explain what you have or what you are doing.

js4ir@yahoo.com

You can add Links.

Or images

Or just use text to explain what you have or what you are doing.

js4ir

You can add Links.

Or images

Or just use text to explain what you have or what you are doing.

js4ir.com

You can add Links.

Or images

Or just use text to explain what you have or what you are doing.